۰۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۱
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۲۴۱
تاریخ انتشار: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۰۸:۲۴
مدارِ آزادی در عدالت محوری احمدی نژاد
یادداشت/
نسیم بهاری: عده ای می کوشند که احمدی نژاد، آزادی خواه معرفی نشود! می کوشند آزادی هم در کنار سایر ارزش هایی که او بدان ها معتقد است مانند عدالت، ارزش او معرفی نشود.

نسیم بهاری/ مریم کربلایی

آزادی به عنوان مطلوب ترین و فطری ترین امر، حق طبیعی بشر است. این حق اگر از کسی گرفته شود، بزرگترین ظلم به او اتفاق افتاده است و تحقق عدالت در جهت حفظ آزادی انسان هاست. به عبارت دیگر برخلاف نگاه های سطحی به انسان، عدالت و آزادی دو امر متعارض و حتی متزاحم باهم نیستند. اگر عدالت نباشد آزادی بی معناست و اگر آزادی نباشد، عدالتی نیست. عدالت یعنی حقِ هر کسی را به خودش دادن و آزادی یعنی هرکسی در محدوده ای که حق دارد و حق خودش است، اختیار انجام هر کاری را داشته باشد. اگر این حقِ آزادی از کسی گرفته شود، عدالت برای استیفای این حق به کمک او می آید. یا اینکه اگر آزادی کسی را از وی نگیری، عدالت را برایش تضمین کرده ای. لذا جدل برخی برای تعارضِ عدالت و آزادی از این منظر، بی معناست. همانطور که عدالت ارزش است، آزادی نیز ارزش است. این دو بدون هم نمی توانند باشند و حتی می توان گفت گرفتنِ آزادی هر انسانی، بزرگترین ظلم به وی و بی عدالتی در حقِ اوست. از این روی آزادی به عنوانِ امری فطری و ملازم با عدالت نه متعارض با آن، به خودی خود یک ارزش است و کسی نمی تواند با گرفتنِ حیثیتِ آزادی از آن، آزادی را امری سلبی تعریف کند. به عبارت دیگر با این دیدگاه ما چیزی به نام آزادی سلبی نداریم چرا که آزادی با تفاسیر ارایه شده، امری وجودی است و به خودی خود ارزش است. افرادی که آزادی را امری وجودی و به تنهایی یک ارزش مانند عدالت نمی دانند، برای آزادی تعریفی سلبی قایل می شوند و باور به آزادی سلبی دارند، معتقد به اصالت مهار هستند. به بیان دیگر اصالت برای آنان با مهار است و می پندارند باید با مهار افراد و اندیشه ها جامعه را مهار کرد. اینجا همان نقطه ای است که باعث می شود به آزادی دیدی مطلوب و مثبت نداشته باشند و وقتی از آزادی حرف می زنیم آن را به اندازه عدالت یک ارزش ندانند و حتی آزادی و عدالت را از هم جدا و متعارض با هم تعریف کنند.

دکتر احمدی نژاد در سفر اخیرش به جیرفت پیوسته از این ارزش والا و امر فطری و مطلوب بشر، سخن گفت. او هر کسی که آزادی بشر را از وی بگیرد، شیطانی و طاغوت نامید و "تحدید" آزادی را مانع عبودیت معرفی کرد. به عبارت دیگر از دید او هر امری که در جهت تحدید و محدود کردن آزادی انسان ها باشد، امری شیطانی ست و می توان گفت این دیدگاه سلبی به آزادی و اصالت دادن به مهار اندیشه ها و انسان ها را به طور کامل رد کرد. چرا که از دید او آزادی  دارای حدی نبوده و "بی نهایت" است. لذا هر بهانه ای برای محدود کردنِ آزادی انسان ها را اغوای شیطان  می داند. حالا باید دید چرا مردی که نماد عدالت خواهی ست و گفتمان او به عدالت معروف است، اینگونه از آزادی، آزادی بی نهایت انسان سخن می گوید. مختصاتی که او در آن قرار دارد، نگاهی که او به عدالت و آزادی دارد چه نگاهی ست که این دو را نه تنها متعارض با هم نمی داند بلکه به یک اندازه برایش ارزش هستند. آنقدر که به عنوان نماد عدالتخواهی، اصل و اساس یک سخنرانی کامل و مهمش را به آزادی اختصاص دهد. دیدگاه احمدی نژاد، دیدگاهی ست که به آزادی ماهیت وجودی می دهد. در نگاه او آزادی از آنجا که امری کاملا فطری ست، حق طبیعی بشر است و نبودش یعنی بی عدالتی! همان طور که از سخنانش در جمع مردم جیرفت می توان دریافت، او آزادی را کاملا مبنایی توصیف می کند. در اصل تعریف او از آزادی از مبانی انسانی بر می خیزد و اختیار اینگونه معنا می شود که باعث آزادی شود. احمدی نژاد آزادی را بالاترین هدیه خدا به انسان می داند و آن را فصل مشترک تمام ارزشهای الهی می داند و تمامی مشکلات را بر سر نفهمیدن قدر و قیمت و منزلت آزادی معرفی می کند و حتی پا را فراتر می نَهَد و عدم شناخت انسان از آزادی را نتیجه عدم شناخت انسان از خودش معرفی می نماید. او  آزادی را در کنار ارزش هایی چون توحید، عدالت، کرامت انسانی و... می آورد و برای آزادی، شأن و ارزشی برابر با عدالت قایل می شود و اینجا تفاوت نگاه او را با خیلی از تعاریف درباره ی آزادی می توان دید.

چه کسی یا کسانی نمی خواهند احمدی نژادِ آزادی خواه از آزادی سخن بگوید؟ یا به عبارت دیگر چه کسی یا کسانی نمی خواهند سخنان مبنایی او از آزادی به درستی شنیده شود؟

در کنار افرادی که به اصالت مهار معتقدند و اصل را بر مهار جامعه می گذارند، افرادی هم هستند که آزادی را انحصاری برای خودشان می خواهند. به بیان دیگر آن ها می خواهند فقط خودشان از آزادی سخن بگویند و شنیده شدن این سخنان از احمدی نژاد برایشان ضرر دارد چرا که سال ها با استفاده از نام آزادی توانسته اند گرایش فطری مردم به آزادی را در راستای خواسته ها و منافع خود به کار گیرند و اکنون اگر احمدی نژادِ آزادی خواه، که از آزادی خیلی محکم با مبانی خودش دفاع می کند به مردم نشان داده شود، این سخن گفتن از آزادی از انحصار آنان خارج می شود. همانطور که دقیقا دیدیم چند ساعت پس از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جیرفت شرق تیتر یک خود را این گونه زد:

"آزادی یعنی اگر زدی من هم بزنم".

و این تحریف و تقطیع سخنان احمدی نژاد بود و تعریف او از آزادی این نبود!  کسانی که اینچنین تیتر می زنند یا اینگونه به تحریف و تقطیع سخنان احمدی نژاد در جیرفت می پردازند، دانسته یا نادانسته نمی گذارند سخنان او از آزادی بدرستی شنیده شود. شاید سخنان احمدی نژاد درباره آزادی منافع خیلی ها را به خطر اندازد هم منافع آن معتقدین به اصالت مهار را که می خواهند با القای جدایی و تعارض قلابی بین عدالت و آزادی، احمدی نژاد را منحرف از عدالت خواهی و گفتمانش معرفی کنند هم کسانی که سخن گفتن از آزادی را منحصرا برای خود می خواهند! فرقی نمی کند کدام گروه و فرقی نمی کند دانسته یا نادانسته، عده ای می کوشند که احمدی نژاد، آزادی خواه معرفی نشود! می کوشند آزادی هم در کنار سایر ارزش هایی که او بدان ها معتقد است مانند عدالت، ارزش او معرفی نشود. اما سخنان احمدی نژاد  در جمع مردم قدرشناس جیرفت آن قدر صریح و واضح و مشخص است، آن قدر محکم است و آن قدر در دفاع از آزادی مبنایی است که جای هیچ تحریفی را باقی نمی گذارد.

 

ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۸ + ۸ =

نظرات
تعداد نظرات : ۱
غیرقابل انتشار :۱
 
۰ ۰
بیسواد افراطی منحرف |
| ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۸
آقای احمدی نژاد عزیز
امبدوارم برداشت از سخنان شما در مورد آزادی صحبیح باشد. به گمانم منظور شما از آزادی آزادی مطلق فطری است و آزادیهای نسبی و محدود مدنی نیست که شما بخواهید آن را گسترش بدهید یا ندهید.
آزادی در نگاه توحیدی مطلق است. چون همان بندگی خدا است. بنده خدا
باش تا مطلقا از غیر او آزاد باشی حتی از خودت.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.

آزادی واقعی این است نه آنچه چه شیطانها و طاغوتها اسمش را آزادی گذاشته اند که آن عین اسیر کردن انسان است.
آزادی مد نظر انبیا عین عدالت است اما آن آزادی های قراردادی و دست
ساخت بشر عین ظلم و اسارت انسان در محدود نفس خودش و انسانهای دیگر است.
آن آزادی مد نظر غربیها همان آزادی مورد مذمت است که انسانی به جای آنکه خود را بنده خدا بداند بنده شیطان و هوای نفس خود بشود و خود را آزاد تصور کند که متاسفانه بیشتر انسانها فریب شیطان را خورده و همین معنای آزادی را ملاک قرار داده اند.
چنانچه وقتی امام کاظم علیه السلام از کنار بساط ساز و آواز خانه ای می گذشت از خدمتکار خانه پرسید صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ خدمتکار گفت قطعا آزاد است! امام فرمود آری اگر بنده بود که پروای مولای خود را می کرد!
آقای احمدی نژاد
اگر شما اقدام به شفاف سازی از معنای آزادی مورد نظرتان نکنید و نگویید کدام معنای آزادی را مد نظر دارید یقینا شنوندگان را به اشتباه انداخته اید.
از شما که خودتان در اصل معلم هستید انتظار می رود که مانع به خطا رفتن شاگردانتان شوید. اگر منظورتان از آزادی شق نخست است صریحا بگویید و لیبرالها را ناامید کنید. اگر هم العیاذ بالله معنای دوم را مد نظر دارید باید بگویید تا ما هم تکلیفمان معلوم شود. اما ادامه بازی با کلماتی که دارای معنای دو گانه هستند فقط براندازه اصحاب نفاق است.

با تشکر
یک بیسواد افراطی منحرف
 
آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای