۰۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۷
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۵۵۱
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۹
در ذیل عنایات ولی ما را بس/ این فخر که احمدی نژادی هستیم
یادداشت/وحید هروآبادی؛
نسیم بهاری: یاران احمدی نژاد هم اکنون هم در رسانه ها، حوزه های علمیه، دانشگاه ها، سطح مدیران و تاثیر گذاران جامعه هستند، جمعی دلباخته امام و انقلاب و رهبری، هم نظر و متحد، و خالص و آماده بکار خواهند بود و این وظیفه و مسئولیت همه دوستداران دکتر احمدی نژاد است که بستر را برای رشد و شناخت بیش از پیش این جریان فراهم آورد.

نسیم بهاری/ وحید هروآبادی

لبیک یا خامنه ای؛ این جمله ایست که این روزها از عمق قلب هزاران، بلکه میلیون ها دوستدار احمدی نژاد، بر لب ها صادر شده است. پاسخی نه به امر ارشادی، نه به امر مولوی بلکه به مصلحت اندیشی و صرفا توصیه ی رهبر معظم انقلاب. همانطور که ایشان اشاره کردند شاید دلگیری هایی بین مومنین رخ داده باشد که جا دارد همدیگر را حلال کنیم و بار دیگر، دست در دست هم به فکر آینده و اعتلای حق و حقیقت باشیم. اما در این میان بجاست به نکته هایی پرداخته شود:

1. سخن با دوستداران دکتر محمود احمدی نژاد است. برادران و خواهران ایمانی، دکتر احمدی نژاد بارها و بارها اعلام کرده بود که قصدی برای شرکت در انتخابات ندارد و امروز هم چیزی عوض نشده است. احمدی نژاد همان احمدی نژاد است اما اکنون که رهبر معظم انقلاب دکتر محمود احمدی نژاد را بار دیگر برادر مومن خود خوانده که باطل السحر حملات رسانه ای به ایشان است و بیان کرده که از تفرقه پرهیز شود وظیفه ما دوستداران دکتر احمدی نژاد سنگین تر است. تبیین نگاه احمدی نژاد، کمک به توسعه مفاهیم و مبانی او در خدمت به مردم که همان مسیر امام و رهبری است، خدمت به انقلاب و جهاد کبیر مورد نظر رهبر انقلاب اکنون باید روی دوش ما سنگینی بیشتری کند.

2. اما رهبر معظم انقلاب بار دیگر راهی تازه و دریچه ای نو به چشمان ما گشودند و مهم ترین دغدغه خود را نسبت به حضور دکتر احمدی نژاد، ایجاد دوقطبی مضر به جامعه بیان کردند. جا دارد همه بیشتر و عمیق تر به کنه این فرمایش بیندیشیم، ابعادش را درک کنیم –که اگر کردیم، بار دیگر- از دل و جان میگوئیم، لبیک یا خامنه ای، اما نه لبیکی برای کاری نکردن، بلکه برای کاری کردن. در حوزه نکته ای داریم که می گوئیم «علیکم بالمتون لا بالحواشی» یعنی «بر شما باد به متن اصلی نه حاشیه ها» جا دارد مسئله دوقطبی که محور بیانات آقا در ابتدای درس خارج بود –فارق از حاشیه های این چند روز –مورد بررسی همه دلسوزان انقلاب قرار بگیرد.

نگارنده مبسوط ترین بحثی را که در باره مسئله «دوقطبی» آن هم منعطف به انتخابات در سخنان رهبری یافتم، بیانات ایشان در دیدار با دیدار مردم نجف‌آباد است که در اسفند ماه سال 94 نزدیک به انتخابات مجلس ایراد شده است، ایشان در این سخنرانی پیش از اشاره به مسئله نفوذ فرموده اند:

«یکی از این ترفندهایی که اخیرا یاد گرفته‌اند و دارند اعمال میکنند، ایجاد دوقطبی‌های کاذب است؛ دوقطبی‌های دروغین. این نکته، نکته‌ی مهمّی است؛ من یک‌قدری درباره‌ی این بیشتر صحبت کنم با شما برادران و خواهران عزیز: دوقطبی دروغین.

 خب، انتخابات مسابقه است؛ معلوم است در مسابقه همه تلاش میکنند برنده بشوند، همه تلاش میکنند جلو بیفتند؛ طبیعت مسابقه، شور و نشاط و دوندگی و مانند اینها است؛ انتخابات مسابقه است؛ یکی جلو می‌افتد، یکی عقب میماند؛ این دشمنی نیست، این عناد نیست، این دوقطبی شدن نیست. مرتّبا در رادیوها و در تلویزیون‌ها و در رسانه‌های گوناگونشان خبر از دوقطبی شدن ملّت ایران -یعنی دودستگی‌ای که با همدیگر دشمنند و علیه هم تلاش میکنند- میدهند. بله، در ایران اسلامی یک دوقطبی‌ای وجود دارد؛ دوقطبی انقلاب و استکبار. آن کسانی که تفاله‌های بازمانده‌ی از دوران غلبه‌ی استکبارند و هرکسی که دنبال آنها است، همفکر آنها است، بله، اینها با انقلاب بدند؛ این دوقطبی هست امّا قاطبه‌ی ملّت ایران، قاطبه‌ی انقلابی، علاقه‌مند به نظام اسلامی، عاشق امام و خاطرات امام -آنهایی که امام را حتّی یک لحظه هم ندیدند و بعد از رحلت امام به دنیا آمدند- و فرمایشات امام، صدای امام، توصیه‌های امام و اصولی که امام پایه‌گذاری کرده [هستند]؛ قاطبه‌ی ملّت ایران به اینها علاقه‌مندند؛ بله، [بین‌] آن کسانی که به امام علاقه‌مندند، به انقلاب علاقه‌مندند، با کسانی که اصل انقلاب را قبول ندارند، اصل نظام را قبول ندارند، البتّه یک دوقطبی این‌جوری هست. من البتّه به آنهایی که حتّی نظام را هم قبول ندارند، گفتم ایران را که قبول دارید؛ [پس‌] برای عزّت ایران بیایید؛ حالا بعضی گوش میکنند و بعضی هم گوش نمیکنند.

 الان در این انتخابات، دو قطبی القا میکنند؛ دوقطبی‌های القائی؛ اصلش آنجا است، اینجا هم گاهی تکرار میشود؛ امّا کسانی‌که اطّلاع دارند از تبلیغات بیگانه، گوش میکنند، خبر میشوند، میدانند که این مال آنها است. دوقطبیِ مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی؛ کأنّه در ایران یک عدّه طرف‌دار مجلس دولتی‌اند، یک عدّه طرف‌دار مجلس ضدّ دولتی‌اند؛ نه، ملّت ایران نه مجلس دولتی میخواهند، نه مجلس ضدّ دولتی میخواهند؛ ملّت ایران مجلسی میخواهند که به وظایف خودش آشنا باشد؛ بداند که چه بر عهده‌ی او است در قانون اساسی؛ متعهّد باشد، متدیّن باشد، شجاع باشد، مرعوب آمریکا نباشد؛ علاقه‌مند واقعی به پیشرفت کشور باشد، پیشرفت کشور را در تربیتِ علمیِ جوانانِ بااستعدادِ این کشور و این ملّت بداند. این‌جور مجلسی را میخواهند؛ مجلسی که درد مردم را بشناسد، درد کشور را بشناسد، درصدد درمان و علاج آن دردها باشد -قانون‌گذاری یعنی این- مردم این‌جور مجلسی را میخواهند. مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی یعنی چه! اینها دوقطبی‌های کاذب است. شما با یکایک ملّت ایران تماس بگیرید و بگویید آیا شما مجلسی میخواهید که دردهای کشور را، مشکلات کشور را، مشکلات مردم را بشناسد و بخواهد آن را حل کند یا مجلسی که طرف‌دار زید یا عمرو باشد. جواب چیست از طرف مردم؟ معلوم است که مردم آن اوّلی را میخواهند؛ برای مردم این مهم است؛ مجلس متدیّن، مجلس متعهّد، مجلس شجاع، مجلس فریب‌نخور که فریب ترفند دشمن را نخورد؛ مجلسی که به عزّت ملّی و استقلال ملّی اهمّیّت بدهد و عزّت ملّی را پایمال نکند، استقلال ملّی را پایمال نکند؛ بِایستد در مقابل طمع‌ورزی و زیاده‌خواهی استکبار، در مقابل طمع‌ورزی قدرتهایی که دستشان از ایران کوتاه شده و دارند تلاش میکنند که دوباره برگردند و زمام قدرت را در این کشور در دست بگیرند؛ این‌جور مجلسی. مسئله‌ی اقتصاد درون‌زا را ما مطرح کردیم؛ مردم مجلسی میخواهند که برای اقتصاد درون‌زا، به معنای واقعی کلمه وقت‌گذاری کند، ریل‌گذاری کند و دولت موظّف بشود بر اساس این حرکت بکند؛ آنچه مردم میخواهند اینها است.»

از مرور بیانات آقا چند نکته اساسی بدست می آید:

1. «عدم وجود دوقطبی انتخاباتی»

صرف رقابت در انتخابات «دوقطبی» نیست. و حتی شور انتخاباتی نیز شامل این دو قطبی نمیشود. و مسئله دو قطبی و انتخابات اساسا موضوعیت ندارد.

2. «دوقطبی انقلاب و استکبار» یک دوقطبی حقیقی

که مصادیق آن از یک طرف قاطبه ملت ایران و از طرف دیگر تفاله‌های بازمانده‌ی از دوران غلبه‌ی استکبار.

3. دوقطبی‌های القائی یا دروغین

دوقطبیِ مجلس دولتی و مجلس ضدّ دولتی از مصادیق آن است و به نظر نگارنده عمده این نوع دوقطبی بر اساس واژه سازی است و سعی باطل عناصر خارجی است. و همانطور که معظم له فرموده اند: دوقطبی‌های القائی؛ اصلش آنجا است، اینجا هم گاهی تکرار میشود؛ امّا کسانی‌که اطّلاع دارند از تبلیغات بیگانه، گوش میکنند، خبر میشوند، میدانند که این مال آنها است.

فرض اول از سخنان رهبر معظم انقلاب که در این موضوع صدق نمی کند چرا که اساسا ایشان صرف رقابت و حتی شور انتخاباتی را دو قطبی نشمرده اند. همچنین فرض دوم و سوم نیز مصداق این توصیه پدرانه نیست چرا که دومی موضوعا و مصداقا منتفی است و سومی نیز صرف القای دشمنان (علی رغم تکرار جاهلانه برخی در داخل کشور است) و دو قطبی کاذب نامیده شده است.

3. پس این موضوع اشاره به چه نوع دوقطبی دارد؟

قطعا این نوع دوقطبی که آقا به آن اشاره دارند از نوع حقیقی است، موثر است و همانطور که اشاره فرمودند صرف یک مسئله رسانه ای نیست بلکه «برای کشور مضر است».

«دو قطبی حقیقی ضد امنیت کشور»

نگارنده منشاء این مصلحت اندیشی حکیمانه را در نوعی از دو قطبی میشناسم که امنیت کشور را به منظور ساقط کردن نظام اسلامی برنامه ریزی دقیق کرده است و محور فعالیت خود را نیز بر روی دکتر احمدی نژاد قرار داده. رهبر معظم انقلاب در آخرین دیدار رسمی با دولت دکتر احمدی نژاد در تیر ماه 92 فرمودند: «این دولت بحمدالله توانست شعارهای انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار کند و آنها را در جامعه مطرح کند. یکی از کارهای مهمی که جبهه‌ی ضدانقلاب - چه انقلاب ما، و چه انقلابهای دیگر - در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و میکردند، این بوده است که سعی کنند ارزشهای انقلاب را کمرنگ کنند. . . این دولت این شعارها را مطرح کرد، برجسته کرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار کرد؛ در مجامع جهانی، احساس شرم از انگیزه‌های انقلابی و از اهداف انقلابی و از شیوه‌های انقلابی نکرد؛ این خیلی کار بزرگی بود.» آری دشمنی با دولت احمدی نژاد عمدتا به خاطر همین مسئله بوده و خواهد بود. آنان که شعار تکنوکراسی، لیبرال دموکراسی در این سرزمین سر داده اند و گاه در باطن مثل اعقاب خود چاره را از نوک پا تا فرق سر غربی شدن میدانند هرگز دست از توطئه علیه شخصیتی مثل احمدی نژاد نخواهند کشید. «حفظ امنیت کشور» مهمترین دغدغه همیشگی رهبر معظم انقلاب بوده است. وجود امنیت در کشور از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، اساس همه‌ی پیشرفت‌ها است: «اگر امنیت بود، پیشرفت به وجود می‌آید، علم رشد میکند، اقتصاد شکوفائی پیدا میکند، سازندگی کشور امکان پیدا میکند»، همچنین: «آحاد ملت برای این‌که بتوانند در محیط کسب و کار و فعّالیت اجتماعی و زندگی خصوصی، کارِ صحیح خود را انجام دهند و حتی به عبادتِ خدا با دلِ آرام و خاطرِ جمع مشغول باشند، محتاج امنیتند.» بنابراین همواره مهمترین و اساسی ترین دغدغه رهبری حفظ امنیت این سرزمین بوده است. حال بحرانی مثل 88 را با صد ها برابر توان و قدرت، همه و همه علیه یک نفر تصور نمائید. بحرانی که بر کسی پوشیده نیست، از لایه های عمیق در سطوح امنیتی، سیاسی و سیاستمداران، رسانه ای، ثروت و همه و همه متمرکز علیه دکتر احمدی نژاد در حال برنامه ریزی است. پروژه ای که فارس نیوز آن را در تحلیلی که اخیرا منتشر کرده «احمدی نژاد هراسی» نامیده است و با رصد مختصر اخبار ماه های اخیر کاملا آشکار و واضح است.

«با چه عناصری؟»

در همان دیدار آقا در جمع دولت دهم فرموده اند: «همه‌ی کسانی که میخواهند درباره‌ی دولتها، درباره‌ی کابینه‌ها، درباره‌ی رؤسای جمهور قضاوت کنند - چه پیش خودشان، چه در منظر عموم - و نظری بدهند، خوب است به این نکته هم توجه کنند: حجم کار بالا و تلاش خستگی‌ناپذیر و اعراض از آسایشها و آسودگی‌ها و امتیازاتی که معمولاً مسئولان کشورها در دنیا دارند؛ استراحت میکنند، تفریح میروند، امتیاز میگیرند؛ اینها را نخواستن، ندیدن، طلب نکردن، امتیاز بزرگی است که این دولت بحمدالله از این امتیاز برخوردار بود.» همین نکته را مقایسه کنید با شرایط امروز کشور؛ برای مثال آقای داود محمدی رئیس کمیسون اصل 90 مجلس در 13 تیرماه از 950 نفر مدیر دخیل در ماجرای فیش‌های نجومی سخن گفته اما دولت تا کنون علی رغم توصیه موکد رهبر معظم انقلاب کار درخوری در این باره نکرده است، بلکه با تغییر موضع سخن از مدارا با چنین اشخاصی شنیده میشود. بیفزایید به این مطلب که ملت تا حدودی در جریان آن قرار گرفته است؛ آنانکه برداشت های میلیونی از بیت المال را حق آباء و اجدادی خود از سفره انقلاب میدانند و پست های رسمی دارند، آنان که گفته اند والله، بالله، تالله به شرایط قبل بر نمیگردیم، آنان که گفته اند خون میدهیم و نمی گذاریم احمدی نژاد برگردد. آیا گمان ما این است که اینان بیکار می نشینند؟ نه، آنان احمدی نژاد را در مقابل «همه دنیای خود» میبینند.

البته این نکته به این معنی نیست که خدای نکرده همه عامدانه و قاصدانه به چنین دوقطبی کمک میکنند، خیر؛ اما امکان در مسیر قرار دادن چنین فضایی به فضای دوقطبی که باعث به خطر افتادن جدی امنیت کشور است بسیار زیاد است. همه و همه نشان میدهد هجمه ای علیه این قطب، بعد از ورود شکل خواهد گرفت که صدمات و ضربات آن (با توجه به تجربه سال 88) غیر قابل جبران می گردد.

«اتمام حجت»

فراموش نکرده ایم که علی رغم تذکرات مکرر رهبری به بدبینی رابطه با آمریکا؛ تیم مذاکره کننده عملا مذاکره 1+5 را تبدیل به مذاکره با آمریکا کرد، و هنوز هستند کسانی که علی رغم تذکرات مکرر رهبری از «برجام» با عنوان صلح حدیبیه یاد میکنند و دل به آن بسته اند، هنوز هستند کسانی که وعده گشایش پسا برجام را باور دارند، هنوز هستند کسانی که در جامعه دل بستگی به این معاهده دارند. گویی فراموش کرده ایم که: «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم‏»یعنی«و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمى‏شوند، مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى‏». این جمع که هم اکنون صاحب رسانه، قدرت و ثروت است و به تبع بدنه اجتماعی نیز دارد و نزدیک به 13 سال علیه دکتر احمدی نژاد، «احمدی نژاد هراسی» به راه انداخته است، توان «اردوکشی خیابانی» دارد. فراموش نکنید که بعد از امضای برجام جشن برگزار میکنند و عده ای نیز مردم را دعوت به حضور در خیابان ها میکنند. پس باید فرصت اتمام حجت به جامعه داده شود. باید بر همه گان روشن و مبین شود که عاقبت اعتماد به آمریکا و متحدانش جز ذلت، خواری، عقب ماندگی و حقارت نخواهد بود. مهمترین و اساسی ترین نکته در این میان مسئله «اتمام حجت» خصوصا برای نسل کنونی است که میتواند ذخیره سال ها حرکت قطار انقلاب در ریل خود باشد.

با این شرایط قطعا شخصیتی مثل دکتر احمدی نژاد تاب عهد شکنی های مکرر استکبار را نمی آورد و فِلِش تخریب این «مذاکرات» از داخل و خارج به سوی شخص احمدی نژاد کشیده میشد و فشار داخلی و خارجی را بر ایشان چندین برابر مقطعی مثل 88 می کرد. «خب شما برادر مؤمن من هستی. یک چیزی را به مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما» کار از لبیک گذشته است، بعد از بررسی ابعاد قضیه و اینکه آقا، بار و فشار درخواست مردمی برای کاندیداتوری را از روی دوش آقای احمدی نژاد برداشتند، مسئله ما اکنون نه لبیک، که تشکر و ادای دین به رهبر معظم انقلاب است.

«مقاومت با کدام جریان؟»

هر شخصیت سیاسی عقبه ای درجامعه دارد که اگر به آن نگاه کنیم شخصیت سیاسی در راس آن و مردم در ذیل هرم قرار میگیرند. فضای بین این هرم: دیگر شخصیت های سیاسی، مدیران میانی، نخبگان، شخصیت های رسانه ای و اهالی فرهنگ و اندیشه اند که حلقه اتصال و مهمتر از آن محور عمل کننده آن شخصیت سیاسی در جامعه اند. با این مقدمه نکته اینجاست که دکتر احمدی نژاد از بدو آغاز دولت در سال 82 تا سال 92 به گواهی ملت و رهبر معظم انقلاب یکسره مشغول فعالیت بود. اما در حین انجام فعالیت جهادی، بسط اندیشه ای که محصولش، چنین فعالیت خالصانه و مخلصانه و از روی عشق به آحاد مردم باشد مشکل میشود. لذا با فرض قطعی و ملموس وجود «دوقطبی ضد امنیت کشور»، «عناصر عمل کننده میدانی» و «مسئله اتمام حجت» (با توجه به 2 سالی که همیشه دکتر احمدی نژاد در معرض اتهام فعالیت انتخاباتی بوده است) با فرض حضور ایشان به اجبار توده های مردم و پیروزی در مقابل این سه ضلع، بدون شخصیت های متعدد همفکر و متحد و هم اندیشه در سطوح مذکور توان «مدیریت طراز احمدی نژادی» که عبارت اخری «مدیریت طراز انقلاب اسلامی» است به حداقل خود می رسید. «می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست.»

«چه باید کرد»

دکتر احمدی نژاد همیشه میگویند: «سطح منازعات را تنزل ندهید، دشمنی ما با استکبار و شیطان است.» معلوم است که شخصیتی اینچنینی نه اصولگرا، نه اصلاح طلب و نه حتی کارگزاران را دشمن خود و ملت تلقی نمیکند بلکه همواره سعی در همراه کردن آنان برای صلاح کشور و توسعه حق و حقیقت دارد. نگارنده معتقد است، امروز دو تکلیف اساسی متوجه دوستداران احمدی نژاد و کمک به ترویج «مدیریت طراز احمدی نژادی، همان مدیریت طراز انقلابی» است: پر کردن سطح میانی هرم رابطه سیستماتیک احمدی نژاد با جامعه (چرا که خود احمدی نژاد بیش از تصور ما با جامعه ارتباط دارد) ولی باید یاران و عناصر هم مسلک و همفکر بیشتر و توانمند تری در فاصله این هرم قرار بگیرند و دیگری بازخوانی خط امام (ره) که این خواسته رهبری و سازنده آینده این کشور است.

 

به قول مقام معظم رهبری، آینده از آن حزب اللهی هاست، و قاطبه ملت ایران ثابت کرده اند که در سطح منازعات بین الملل حزب اللهی شمرده میشوند و نسل های آینده در حال آمدند که تشنه اندیشه ناب امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری اند، یاران احمدی نژاد هم اکنون هم در رسانه ها، حوزه های علمیه، دانشگاه ها، سطح مدیران و تاثیر گذاران جامعه هستند، جمعی دلباخته امام و انقلاب و رهبری، هم نظر و متحد، و خالص و آماده بکار خواهند بود و این وظیفه و مسئولیت همه دوستداران دکتر احمدی نژاد است که بستر را برای رشد و شناخت بیش از پیش این جریان فراهم آورد.

اخبار مرتبط
ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۲ + ۲ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای