۰۴ آذر ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۷
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۵۷۱
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۹
رقاصی شیش و هشت آمدنیوز
یادداشت/محمدمهدی رفیعی
نسیم بهاری: رقص شیش و هشت که همیشه وسیله گرم کردن مجالس و محافل بوده و امروز هم هست، دو قطبی سازی هم با همین سبک، معمول بوده و هست و تکرار خواهد شد و خبری از دعوای واقعی عالم نیست. اگر هم در گوشه و کناری بخواهد تنورش گرم شود و حرفی از الله و شیطان به میان بیاید، نامش همانطور که واقعاً هست میشود دوقطبی و ممنوع است!

نسیم بهاری/ محمدمهدی رفیعی

بازار "دوقطبی های دروغین" همواره رایج ترین و کارآمدترین شیوه چپاولگران و گٌرده سواران بوده و هست. در طول تاریخ هرجا استکبار و به تبع آن استضعافی نمایان شده است شاهد آنیم که مستکبر برای حفظ و بقای جایگاهش، خود را به صورت "دوقطب" درآورده تا توده های بشر را میان آن دوقطبی سرگردان و البته مخیّر کند! بشر بیچاره هم وقتی از آن یکی ظلم میبیند، چهرۀ بَزَک ‌شدۀ آن دیگری را جلوی چشمش می‌آورند که از دست گرگ نر او را در دهان ماده‌گرگ کنند. غافل از اینکه هردو گرگ اند و در خفا سر یک سفره، از زردی پوست تا سفیدی استخوان این بیچاره را با هم لیس میزنند.

این ستمکاران که با هم مَحرمند/ گُرگ هاشان آشنایان هَمَند

چپ و راست، دموکرات و جمهوری خواه، تندرو و محافظه کار، اصولگرا و اصلاح طلب، کمونیسم و سوسیالیسم، برجام و درجام و بیرون جام و بی‌جام، بانظام و ضدنظام، اصولی و اخباری، قرتی و حزب‌اللهی، بلوک شرق و بلوک غرب، سنت و مدرنیته و تمامی دوگانه های ساختگی مستکبرانِ آشنا صرفا با همان هدف مذکور، یعنی گُرده سواری و چپاول ملتهای مظلوم است تا مظلوم، مظلوم بماند و هیچگاه بازی دنیا به دعوای واقعی مستکبر-مستضعف یا ظلم-عدل یا الله-طاغوت کشیده نشود. چراکه مستکبرِ ظالمِ طاغوتی خوب میداند بازندۀ آن میدان است و تنها در شرایطی بَرَنده است که در صحنۀ کارزار "حق" بی‌نماینده باشد و تمام رقاصان و جلوه‌گران، بازیگرانی یکدل باشند.

صدالبته طبیعی است که بعد از مدتی اندورن این دوقطبی دروغین رو شده و دوقطبی‌ساز برای بقای خود باید به فکر دفتر و دَستَکی دیگر باشد و مهره های خود را طور دیگری مقابل هم قرار دهد تا مردم ببینند و باور کنند که اگر او بد است پس این یکی لابد خوب است. اینگونه است که شاهِ سُرخ پوش در 76 قطب مقابل سیدخندان است و در 88 و مابعدِ آن، مُراد و اربابش. حزب‌اللهی هایی که مخالفت با او را دشمنی با پیغمبر میدانستند حالا او را رأس فتنه میدانند و فردا معلوم نیست او را چه بنامند و مشارکتی هایی که در انتخابات مجلس ششم مقابلش بودند حالا شده اند یاوران راستینش و فردا اما الله اعلم. اینگونه است که شیخِ ریش زیتونی که سه دهه عضو جناح راست آخوندی یا همان جامعه روحانیت مبارز است و در 78 علیه "دانشجویان ضدنظام" سخنرانی کرد در 92 میشود کاندیدای همان طیف از جامعه ای که علیه‌شان سخن رانده بود و از سیدخندان که عضو جناح چپ آخوندی بوده است بخاطر حمایتهایش تشکر میکند. اینگونه است که تقِّ دعوایِ زرگریِ حلقه کیان با جناح راست در حوالی سال 80 درمی‌آید. این گونه است که نمیشود فهمید بالأخره مطهری چپ است یا راست! اینگونه است که فعلا ظاهر نیست خاندان لاریجانی کدام سوی این دوقطبی های روزانه (که امروز اینطور است و فردا طوری دیگر) ایستاده اند.

با این فضاهای مجازی امروز کمتر کسی است که با اسم "آمدنیوز" یا نوع خبرهایش ناآشنا باشد. رسانه ای که معلوم نیست کیست و آورده هایش را از کجا می‌آورد؟! خط خبری اش را هم ظاهراً بر ضد خاندان لاریجانی و حمایت از دارودسته روحانی قرار میدهد. نماینده رقیق القلب لیست امید هم بر اساس همین اخبار آمدنیوز میرود و در حضور حسن خمینی و سایر بازیگران قطب جدید گریه میکند؛ ای کاش لااقل به اندازۀ پامنبری های منصور ارضی همان گریه کردن را هم بلد بود.

عده دیگری هم مانند رسانه ملی برای حفظ و صیانت از جایگاه نظام و جلوگیری از اعتمادزدایی به مسئولان می‌آیند و از لاریجانی هایی که نامشان معادل آرمانهای انقلاب شده است دفاع میکنند. از این سو رئیس قوه قضائیه با دانشجویان جلسه میگذارد و چه و چه؛ و از سوی دیگر رئیس قوه مجریه سعی دارد دو قوه دیگر (یا همان دو برادر) را در مقابل خودش جلوه دهد و خلاصه دوقطبی جدیدی بسازند.

الغرض، "آمدنیوز" نه انقلابی است و نه ضد انقلاب؛ بلکه فقط مأمورِ خرده‌پایِ پروژۀ قطب کردنِ لاریجانی هاست. امروز و با ساختارشناسیِ دقیقِ اجتماعیِ ایران و پدیدارشناسیِ انتخابات‌های 88 و 92 و 94 ، همه‌شان فهمیده‌اند که حفظ و تعادلِ میز قدرت و ادامۀ چپاول، دیگر با دوقطبی نخ‌نما شدۀ اصولگرا-اصلاح‌طلب میسور نیست و طبق یک بازی قدیمی باید شکل دو قطبی را عوض کرد. باید آرام آرام به ناخودآگاهِ عروسکهای سیاست‌دوست القاء کرد که فرقی نمیکند قبلا چپ بوده اید یا راست، اصولگرا بوده اید یا اصلاح طلب، این بوده اید یا آن؛ اگر میخواهید کماکان بر این ملتِ مظلوم، حاکم باشید باید یا در دارودسته روحانی باشید یا دارودسته لاریجانی. فرق این دو طیف هم واضح است. آن با این مخالف است و این با آن، همین! مگر نمی‌بینید علیه هم موضع میگیرند؟! اینکه مبانی فکری دو جناح متعارض باشند و رویکردها و اهدافشان از اساس مختلف هم، از قدیم مرسوم نبوده و امروز هم لازم نیست. همین است که هست! وقتی در مجلسِ شورا دو فراکسیون "امید" و "رهروان" - که تا مغز استخوان از یک جنس اند و کوچکترین تفاوتی میان بنیان‌های اندیشۀ نداشته‌شان نیست – بر سروکلۀ هم میکوبند، باید دستتان بیاید که فعالیت سیاسی مورد پذیرش از سوی نظام یعنی چه؟! درون نظام کیست و بیرون نظام کی؟ چه کسانی رفتار و حتی سکوتشان میشود "اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی" و چه کسانی هرآنچه خواهند کنند و بالای چشمشان هم ابرویی نیست؟!

مانند "رقص شیش و هشت" که همیشه وسیله گرم کردن مجالس و محافل بوده و امروز هم هست، دو قطبی سازی هم با همین سبک، معمول بوده و هست و تکرار خواهد شد و خبری از دعوای واقعی عالم نیست. اگر هم در گوشه و کناری بخواهد تنورش گرم شود و حرفی از الله و شیطان به میان بیاید، نامش همانطور که واقعاً هست میشود "دوقطبی" و ممنوع است!

 

تا ظهور آن مهر آخرین.

ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۹ + ۱ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای