۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۰
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۵۷۲
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۱
 هین سخن تازه بگو  تا دو جهان تازه شود(1)
یادداشت/وحید هروآبادی؛
نسیم بهاری: گفتمان جریان دکتر احمدی نژاد که از آن با گفتمان بهار یاد میشود در طول فعالیت سیاسی و اجتماعی او جریان و سریان داشته است. و در تذکر به آنان که «گفتمان بهار» را مختص به سال های آخر مدیریت دولت توسط دکتر احمدی نژاد می شناسند باید بگوییم...

نسیم بهاری/وحید هروآبادی

در کنار مشرب ها و جریانات سیاسی ایران سه دولت بیشترین نقش را در همگرایی موثر جریانات سیاسی ایفا کرده اند: دولت آقای هاشمی رفسنجانی که همفکران و مدیران ارشدش جریان کارگزاران را راه اندازی نمودند و همواره نشان دادند که به شخص او بیشتر از همه ملتزم هستند، دولت سیدمحمد خاتمی که اطرافیان و دولتمردان او جبهه مشارکت را پایه ریزی کردند و اگر چه در دوره ای کوتاه که محصول جوگیر شدن در فضای باز سیاسی بود گزاره عبور از خاتمی را عنوان کردند اما همیشه و تا امروز سید محمد خاتمی را از ارکان اصلاح طلبی می شمارند، و دکتر احمدی نژاد که بعد از دوران ریاست جمهوری دست به تشکیل هیچ گروه و حزب و باندی نزد و در عوض جریانی را در راستای بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (حفظه الله) آغاز کرد، در این بین برخی از دست اندرکاران فارق از حزب و گروه همراه جریان بازخوانی شده و برخی دیگر دست به تشکیل جریان هان های ناموفقی مثل جبهه پایداری، جبهه مردمی نیرو های انقلاب، جبهه یکتا و . . . شدند و تا امروز نیز دست از انتقاد نسبت به دکتر محمود احمدی نژاد در منش و روشش بر نداشته اند. چرایی این تفاوت در عملکرد مدیران میانی و ارشد بعد از دوران قدرت و یا در اواخر آن از دو جنبه قابل بررسی است؛ اول اینکه «قرابت سیستماتیک در اندیشه» فقط در دو دولت اول وجود دارد به این معنی که سطح قابل توجه مدیران ارشد و میانی دو دولت سابق گزاره های اعتقادیشان کما بیش مثل شخص اول جریان است و دوم در تقسیم قدرت و ثروت بین اطرافیان و نزدیکان (که امروزه آن را سازماندهی می نامند!) در دو دولت سابق و فقدان این امر در دولت دکتر احمدی نژاد است.
بر کسی پوشیده نیست که حضور دکتر محمود احمدی نژاد در عرصه سیاست ایران قطعی است و این قطعیت ناشی از بررسی گزاره های روشن علی و معلولی سیاست است و می توان گفت مهم ترین عنصر مورد نظر در آینده، برای ماندن کنار دکتر احمدی نژاد «قرابت سیستماتیک در منظومه اندیشه ای» است چرا که از توزیع سیستماتیک ثروت و قدرت (سازماندهی معروف!) در این جریان نه خبری هست و نه در آینده خبری خواهد بود و همچنین خواب حمایت ضمنی و عینی دکتر احمدی نژاد از افراد یا جریان هایی که فاقد این قرابت هستند خوابی باطل و تأویل ناپذیر است.
عبارت معروف «رأی احمدی نژاد قابل انتقال نیست» اشاره ای ناخودآگاه به همین مقوله دارد. و در واقع پاسخ به چرایی این عبارت است. یعنی: چرا رأی احمدی نژاد قابل انتقال نیست؟ چون: در معادلات امروز سیاست ایران کسی «قرابت سیستماتیک در منظومه اندیشه ای» با دکتر احمدی نژاد ندارد و گرنه قطا و یقینا هم دکتر احمدی نژاد از او حمایتی خدشه ناپذیر خواهد کرد و هم مردم به او اعتماد خواهند نمود.
اما گزاره های منظومه اندیشه ای دکتر احمدی نژاد که از آن با عنوان «گفتمان» یاد میشود چیست؟ آیا منظور همان «گفتمان بهار» است؟ چه نسبتی با «کلان گفتمان انقلاب اسلامی» دارد؟ «مبانی» آن چیست و از کجا گرفته شده؟ «اصول» مَدّ نظر آن چیست؟ آیا این مبانی و اصول تا سطح «استراتژی» قابلیت زایش دارند؟ آیا میتوان «تاکتیک» های اجرایی برای آن تصویر کرد؟
حال از آنجا که به قول نظامی «صدرنشین تر ز سخن نیست کس» در نظر است با مروری در حد بضاعت به شرح و تبیین این معنی در سلسله یادداشت هایی با عنوان «هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود» بپردازیم.
در پایان نیز در صدد روشن کردن این نکته ایم که: گفتمان جریان دکتر احمدی نژاد که از آن با گفتمان بهار یاد میشود در طول فعالیت سیاسی و اجتماعی او جریان و سریان داشته است. و در تذکر به آنان که «گفتمان بهار» را مختص به سال های آخر مدیریت دولت توسط دکتر احمدی نژاد میشناسند باید بگوییم: خیر؛ گزاره های مدیریتی و تاکتیکی از دوران مدیریت ایشان بر شهرداری تهران در سال 82 قابل احصاء و شمارش است که در طول سلسله یادداشت ها بیشتر به آن پرداخته خواهد شد و خط رابط بین تاکتیک های اجرایی تا مبانی را بیشتر واشکافی خواهیم نمود.

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود(1)
وحید هروآبادی
در کنار مشرب ها و جریانات سیاسی ایران سه دولت بیشترین نقش را در همگرایی موثر جریانات سیاسی ایفا کرده اند: دولت آقای هاشمی رفسنجانی که همفکران و مدیران ارشدش جریان کارگزاران را راه اندازی نمودند و همواره نشان دادند که به شخص او بیشتر از همه ملتزم هستند، دولت سیدمحمد خاتمی که اطرافیان و دولتمردان او جبهه مشارکت را پایه ریزی کردند و اگر چه در دوره ای کوتاه که محصول جوگیر شدن در فضای باز سیاسی بود گزاره عبور از خاتمی را عنوان کردند اما همیشه و تا امروز سید محمد خاتمی را از ارکان اصلاح طلبی می شمارند، و دکتر احمدی نژاد که بعد از دوران ریاست جمهوری دست به تشکیل هیچ گروه و حزب و باندی نزد و در عوض جریانی را در راستای بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری (حفظه الله) آغاز کرد، در این بین برخی از دست اندرکاران فارق از حزب و گروه همراه جریان بازخوانی شده و برخی دیگر دست به تشکیل جریان هان های ناموفقی مثل جبهه پایداری، جبهه مردمی نیرو های انقلاب، جبهه یکتا و . . . شدند و تا امروز نیز دست از انتقاد نسبت به دکتر محمود احمدی نژاد در منش و روشش بر نداشته اند. چرایی این تفاوت در عملکرد مدیران میانی و ارشد بعد از دوران قدرت و یا در اواخر آن از دو جنبه قابل بررسی است؛ اول اینکه «قرابت سیستماتیک در اندیشه» فقط در دو دولت اول وجود دارد به این معنی که سطح قابل توجه مدیران ارشد و میانی دو دولت سابق گزاره های اعتقادیشان کما بیش مثل شخص اول جریان است و دوم در تقسیم قدرت و ثروت بین اطرافیان و نزدیکان (که امروزه آن را سازماندهی می نامند!) در دو دولت سابق و فقدان این امر در دولت دکتر احمدی نژاد است.
بر کسی پوشیده نیست که حضور دکتر محمود احمدی نژاد در عرصه سیاست ایران قطعی است و این قطعیت ناشی از بررسی گزاره های روشن علی و معلولی سیاست است و می توان گفت مهم ترین عنصر مورد نظر در آینده، برای ماندن کنار دکتر احمدی نژاد «قرابت سیستماتیک در منظومه اندیشه ای» است چرا که از توزیع سیستماتیک ثروت و قدرت (سازماندهی معروف!) در این جریان نه خبری هست و نه در آینده خبری خواهد بود و همچنین خواب حمایت ضمنی و عینی دکتر احمدی نژاد از افراد یا جریان هایی که فاقد این قرابت هستند خوابی باطل و تأویل ناپذیر است.
عبارت معروف «رأی احمدی نژاد قابل انتقال نیست» اشاره ای ناخودآگاه به همین مقوله دارد. و در واقع پاسخ به چرایی این عبارت است. یعنی: چرا رأی احمدی نژاد قابل انتقال نیست؟ چون: در معادلات امروز سیاست ایران کسی «قرابت سیستماتیک در منظومه اندیشه ای» با دکتر احمدی نژاد ندارد و گرنه قطا و یقینا هم دکتر احمدی نژاد از او حمایتی خدشه ناپذیر خواهد کرد و هم مردم به او اعتماد خواهند نمود.
اما گزاره های منظومه اندیشه ای دکتر احمدی نژاد که از آن با عنوان «گفتمان» یاد میشود چیست؟ آیا منظور همان «گفتمان بهار» است؟ چه نسبتی با «کلان گفتمان انقلاب اسلامی» دارد؟ «مبانی» آن چیست و از کجا گرفته شده؟ «اصول» مَدّ نظر آن چیست؟ آیا این مبانی و اصول تا سطح «استراتژی» قابلیت زایش دارند؟ آیا میتوان «تاکتیک» های اجرایی برای آن تصویر کرد؟
حال از آنجا که به قول نظامی «صدرنشین تر ز سخن نیست کس» در نظر است با مروری در حد بضاعت به شرح و تبیین این معنی در سلسله یادداشت هایی با عنوان «هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود» بپردازیم.
در پایان نیز در صدد روشن کردن این نکته ایم که: گفتمان جریان دکتر احمدی نژاد که از آن با گفتمان بهار یاد میشود در طول فعالیت سیاسی و اجتماعی او جریان و سریان داشته است. و در تذکر به آنان که «گفتمان بهار» را مختص به سال های آخر مدیریت دولت توسط دکتر احمدی نژاد میشناسند باید بگوییم: خیر؛ گزاره های مدیریتی و تاکتیکی از دوران مدیریت ایشان بر شهرداری تهران در سال 82 قابل احصاء و شمارش است که در طول سلسله یادداشت ها بیشتر به آن پرداخته خواهد شد و خط رابط بین تاکتیک های اجرایی تا مبانی را بیشتر واشکافی خواهیم نمود.

ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۹ + ۱۲ =

آخرین اخبار
چند رسانه ای