۲۲ آذر ۱۳۹۶ - ۰۶:۱۷
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۵۷۴
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۹
کرامت ذاتی انسان، محور منظومه اندیشه احمدی نژاد
یادداشت/وحید هروآبادی؛
نسیم بهاری: دو استراتژی «حفظ حقوق و آزادی» و «خود باوری و عزت» در راستای اصل «کرامت ذاتی انسان»، اخذ شده از مبنای «جامع اسماء و صفات الهی» بودن انسان از حلقه های مهم معرفتی جریان احمدی نژاد است.

نسیم بهاری/ وحید هروآبادی

اصل اصیل و محور محتوایی جریان احمدی نژاد «کرامت ذاتی انسان» است. این اصل مبتنی بر این مبنای عرفانی است که انسان «حقیقت جامع اسماء و کمالات بیکران الهی» است.

 منظور از محوری خواندن اصل «کرامت ذاتی انسان» در اندیشه احمدی نژاد این است که مجموعه کُنش ها و واکنش های او در عرصه تصمیم گیری مبتنی بر این اصل است. حتی در مرور بر دیگر اصول و مبانی او، باز به این اصل می رسیم. قرآن کریم میفرماید: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلا»(سوره اسراء، آیه 70) یعنی: «و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركبها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آنها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى آشكار داديم.» علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرمایند: « مراد از آيه، بيان حال جنس بشر است، صرفنظر از كرامتهاى خاص و فضائل روحى و معنوى كه (خداوند) به عده‏اى اختصاص داده است. پس اين آيه مشركين و كفار و فاسقين را هم درنظر دارد، چه اگر نمى‏داشت و مقصود از آن انسان‏هاى خوب و مطيع بود معناى امتنان و عتاب درست درنمى‏آمد.» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏13، ص: 155)

آری بشر، فارق از دین، مذهب، ملیت، اخلاق و . . . دارای کرامتی ذاتی است و همین کرامت ذاتی است که پیامبر اسلام را در سعی بر ایمان آوردن انسان ها، به آنجا رساند که قرآن به ایشان متذکر شد: « فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً »(سوره کهف، آیه6) یعنی: «شايد، اگر به اين سخن ايمان نياورند، تو جان خود را از اندوه، در پيگيرىِ [كار]شان تباه كنى.» یا فرمود: « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنين‏» (سوره شعراء، آیه3)  یعنی: « گويى مى‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى بخاطر اينكه آنها ايمان نمى‏آورند!»

آری، این سیره همان پیامبری است که خداوند خطاب به ما درباره آن فرموده است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً»(سوره احزاب، آیه21) یعنی: « قطعاً براى شما در رسول خدا سرمشقى نيكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند» و این جدیت و کوشش پیامبر اسلام (ص) از آن جهت بود که همه انسان ها را دارای کرامت می دید؛ بنابراین، حالِ کسانی که معتقد به فضیلت ذاتی برای اسلام هستند، بدتر است؛ چه باید از آنان پرسید کجای حال شما در سعی بر آشنایی انسان ها با دین و رهایی آنان، به سیره حضرت رسول(ص) شبیه است؟ آیا این اسلام و فضیلت یعنی به نوع انسان به دیده تحقیر بنگرید یا تا پای جان، با طیب نفس و سعی مانند سعی و دلسوزی پدر برای فرزند برای نوع بشر قیام کنید و زحمت بکشید. حال اگر انسان با این کرامت ذاتی که خداوند به او اختصاص داده است در حوزه تشریع بعد از اتمام حجت و بیان، تمکین از فرامین الهی کند به مراتب بالاتر و رتبه ای بی بدیل دست خواهد یافت. اما این نمیتواند مستمسک برای نفی کرامت ذاتی او بشمار آید.

اما خوب است اشاره کنیم که خود این اصل یعنی: «کرامت ذاتی انسان» چه مبنایی دارد؟ همانطور که در مبادی عرفانی ما مضبوط است انسان «جامع اسماء و صفات الهی است» به این معنا که اگرچه صفات و اسماء الهی در همه موجودات عالم ظهور و بُروز دارد، اما جامع این ظهورات و بُروزات انسان است.  پس موجودی که شأنش اینقدر عظیم است که آینه تمام نمای الهی است (چه در ظاهر و چه در باطن که حوزه باطنی آن دارای مراتب است) کرامتی ذاتی نیز دارد. از همینجا تفاوت ما با «اومانیسم» روشن میشود چه شاید در حفظ و کرامت بشر اومانسیت ها هم با ما اشتراک داشته باشند، اما اشکال ما به آن ها و فرق در این است که ما اگر چه پای این بشر را در زمین میدانیم اما معتقدیم سر او در عرش است، اوست که میتواند با قادر مطلق مرتبط باشد و آینه تمام نمای اسماء و صفات او باشد. اتفاقا این موضعی است که اندیشمندان ما در عرصه گفتگو با فرهنگ غرب باید بر آن پافشاری کنند چرا که موضع ما موضع مطالبه گریست. که این ظلم به بشر و نادیده انگاشتن حقیقت اوست که وی را در حد حیوانی متفکر و سخنگو تعبیر میکنیم، بلکه او قابلیت الهی شدن دارد و این را از چشم دور داشته ایم.پس تا کنون روشن شد که اصل اصیل و محور محتوایی جریان؛ «کرامت ذاتی انسان» است. این اصل مبتنی بر مبنای عرفانی «حقیقت جامع اسماء و کمالات بیکران الهی» بودن انسان است. بعد از اینکه مسائل مبنایی ما روشن شد حال سوالی پیش می آید و آن اینکه در برخورد و در برنامه ریزی برای انسان با این حیثیت چه استراتژی باید پیش گرفت؟ و بعد از اینکه استراتژی معلوم شد، نوبت به تاکتیک های اجرایی آن میرسد.

اولین استراتژی ایجاد خود باوری و عزت است به این معنا که انسان خود را همچون وضع الهی خود، بزرگ، ارزشمند و واجد کرامت ببیند و بداند. این خود باوری و عزت در عرصه های مختلف قابل بررسی و تسری است. یعنی اول خود باوری فردی (که در مجالی دیگر باید به آن پرداخت)، سپس خود باوری ملی و خود باوری جهانی؛ این سه ساحت و حوزه خودباوری از مهمترین عرصه های مدیریتی دکتر احمدی نژاد است:

 

تاکتیک خودباوری ملی

یک از پررنگ ترین کُنِش های مدیریتی دکتر احمدی نژاد رشد و توسعه همه جانبه خودباوری ملی بوده و هست. از اهمیت خاص دادن به پروژه های هسته ای به عنوان اولین حرکت سیاسی در رفع پلمپ از سانتریفیوژها تا علوم نانو و علوم فضایی و تاکید چند باره بر عبارت «ما میتوانیم» آن هم به صورت عملی و اجرایی همه و همه در راستای ایجاد روحیه خودباوری و عزت بود. در دوران آغاز مدیریت دکتر احمدی نژاد در شهرداری تهران، «چاله های شهر تهران» آنقدر مسئله ای همه گیر و غیر قابل حل می نمود که دستمایه و سوژه طنز مکرر مجلاتی چون «گل آقا» و نُقل مجلس جلسات خانوادگی و دوستانه بود؛ اما وقتی مدیری نشان داد که میتوان در بازه زمانی کوتاه با عزم و اراده جدی و در جهت عزت و تکریم انسان های شهروند با مدیریتی صحیح این مشکل را حل کرد، روح اندیشه خودباوری بار دیگر بر جریان مدیریت انقلابی دمیده شد. همچنین بسیاری از پروژه های عظیم ملی نیز تفسیری با همین رویکرد دارد. نگارنده خود به یاد می آورد در سال 88 و اوج مسائل سیاسی که دکتر احمدی نژاد تصمیم راسخ به اجرای «طرح تحول اقتصادی» و ضمن آن پروژه سهمیه بندی بنزین گرفت، برای اکثریت جامعه دور از ذهن بود که یک کارت به هر خودرو اختصاص پیدا کند و در تمام پمپ بنزین ها با اطلاعات به روز شده و برمبنای سهمیه بندی از بنزین استفاده کند. ولی موفقیت نزدیک به 100% این طرح با زیرساخت های فناوری اطلاعات بی نظیر و با خطای نزدیک به صفر، به زعم نگارنده روحیه ملی در اجرای پروژه های دقیق و عظیم را تقویت کرد. همچنین قبل از دکتر احمدی نژاد گمان اینکه پروژه عظیمی مثل مسکن مهر بتواند اجرا شود و حجمی میلیونی از ایرانیان را صاحبخانه نماید امری شبیه به آرزو بود. باید تاکید کرد که تقریبا تمامی تصمیمات مدیریتی دکتر احمدی نژاد از این رویکرد برخوردار بوده است و دو مثال بالا از باب نمونه و به جهت تبیین ذکر شده است.

 

تاکتیک خودباوری جهانی

همچنین رویکرد دکتر احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری ایجاد روحیه خودباوری جهانی نیز بود و مسئله خود باوری منتهی به مرزهای این سرزمین نبود. طرح ایده «مدیریت مشترک جهانی» و القاء روحیه باور داشتن ملت ها به خود و اینکه نیازی به ابر قدرت برای اداره جهان نیست، بلکه با توافق جامعه جهانی بر حل مشکلات و مسائل از طریق گفت و شنود در فضایی آرام و با نوسازی «سازمان ملل متحد» جامعه جهانی میتواند مدیریت جهان را فارق از دیدگاه بالانس قدرت توسط قدرتمندان اداره کند در واقع مَنظری نو به روابط بین الملل و قابلیت های بی نظیر جامعه انسانی است.

همین سفر به کشور های مختلف و دیدار با سران و مردم جهان نیز، هرچند کاری نو و ایده ای برای پیگیری بود، متاسفانه از سوی برخی رسانه ها به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. همین روحیه که جهان را چند قدرت مشخص در اروپا و آمریکای شمالی بدانیم در واقع تن دادن به پازلی است که ابر قدرت های جهانی برای پیش بری اهداف خود آن را برنامه ریزی فرهنگی و سیاسی کرده اند و دکتر احمدی نژاد با بها دادن به همه کشور های جهان خط بطلانی بر این نظریه قدرت محور کشید و روحیه خودباوری جهانی به نظر نگارنده در سراسر جهان مجددا شکوفا شد، شاید همین راز محبت ملت های کشورهای مختلف به دکتر احمدی نژاد است. دومین استراتژی را میتوان حفظ حقوق و آزادی های جامعه برشمرد. هنوز فراموش نکرده ایم که دکتر احمدی نژاد در سال 84 در سخنانی در برنامه تلویزیونی صریحا بیان کرد: «مگر مشکل ما مشکل موی جوانان این مملکت است». رویکردی که تا آخر بر آن استوار ماند و همواره اجازه نداد در حوزه اختیارات او اجباری به جامعه تحمیل شود و برای این پایداری، انتقاد های بسیاری نیز متوجه او شد. همچنین فراموش نکرده ایم که نامه صریح ایشان به رئیس وقت نیروی انتظامی درباره نصب دوربین های مدار بسته شهری موجب شد رئیس وقت نیروی انتظامی برای ایشان بنگارد:«نیروی انتظامی هیچ گونه طراحی برای استفاده از دوربین جهت کنترل افراد و شهروندان ندارد.» مصادیق مدیریت دکتر احمدی نژاد ذیل این استراتژی شامل موارد متعددی است که پرداختن به ابعاد آن فرصتی موسع می طلبد.

 

اما دو استراتژی «حفظ حقوق و آزادی» و «خود باوری و عزت» در راستای اصل «کرامت ذاتی انسان»، اخذ شده از مبنای «جامع اسماء و صفات الهی» بودن انسان از حلقه های مهم معرفتی جریان احمدی نژاد است که فقط باورمندان به عمق آن، «قرابت سیستماتیک در منظومه اندیشه ای» با جریان احمدی نژاد پیدا میکنند. و به نظر نگارنده همچنان که نافیان آن قطعا از او جدا خواهند شد و مسئله فقط مسئله زمان است، باورمندان به آن، به جریان احمدی نژاد خواهند پیوست چرا که در سطح جریان های سیاسی، یگانه جریان معتقد به این گزاره جریان بهار است. 

ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۷ + ۱۱ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای