۰۱ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۱
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۵۷۵
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۷
احمدی نژاد؛ از مبنا تا عملکرد/1- سفرهای استانی
یادداشت/مریم کربلائی؛
نسیم بهاری: سفرهای استانی احمدی نژاد به عنوانِ یکی از تاکتیک های مثبت و عملکردی موفق از دولت نهم و دهم که ابداع شخص احمدی نژاد بود و بعدها هم نتوانستند آن را تعطیل کنند و اکنون می توان گفت به نوعی پایه گذار آن شد، ریشه در مبانی فکری و اندیشه ای احمدی نژاد و پایبندی او به اصولی است که نهایتا استراتژی ها و سیاست گذاری هایی را شکل داده که نتیجه و محصول آن ها چنین سفر هایی شد.

نسیم بهاری/ مریم کربلایی

عملکردِ احمدی نژاد در دورانِ مدیریتِ اجرایی، محصولِ مبانی فکری اوست. مبانی ای که او را به اصولی متعهد می کند، باعثِ شکل گرفتن استراتژی ها و خط مشی ای می شود که نهایتا تاکتیک های اتخاذ شده در صحنه ی اجرا را به وجود می آورد.

سفرهای استانی احمدی نژاد که کاری تازه و طرحی نو و مختصِ دولتِ خودش بود و او پایه گذارش بود؛ از این مساله مستثنی نیست. احمدی نژاد برای آن که محصولی چون این تاکتیک بی نظیر را بدست آورد، قطعا مبانی محکمی در نظر داشته است به عبارتی این مبانی فکری او بود که نهایتا در صحنه ی اجرا چنین عملکرد مثبتی را پیش چشم مردم به نمایش گذاشت. از آن جا که نگاهِ احمدی نژاد به انسان و به تبع آن مردم نگاه ویژه ای است، قطعا عملکردِ وی هم از این حیث متفاوت با بسیاری از سیاسیون بوده است. اینکه انسان حقیقت جامع اسماء و کمالات الهی است، مبنای فکری او است و چنین مبنایی است که او را به اصولی پایبند می سازد که می توان از حفظ و صیانت از کرامت ذاتی انسان نام برد. این اصل که احمدی نژاد به آن پایبند است، سبب می شود تنها سیاست گذاری وی نه تنها بر پایه ی عدم خدشه وارد کردن به این کرامت باشد بلکه خط مشی و استراتژی او تکریم هر چه بیشتر انسان ها هم باشد. قاعدتا احمدی نژاد به عنوانِ اولین رئیس جمهور در سال های اخیراست که به اعماقِ شهرها و شهرستان ها و روستاها سفر کرد و برای اولین بار مردم روستا که تا آن زمان حتی یک مدیر کل را هم از نزدیک ندیده بودند، رئیس جمهور خود را دیدند که به خدمتشان رفته بود و این به نوعی تکریم مردم است. تا پیش از آن مردم در نگاهِ مدیران از هم جدا و دسته بندی شده بودند. پایتخت نشین ها و شهر نشین ها بیشتر تکریم شده و در اذهان برتر به نظر می رسیدند. اما احمدی نژاد با سفرهای استانی و رفتن و حرف زدن، وقت گذاشتن حضوری و خدمت کردن با حضور مستقیم به مردم روستاها در حقیقت آن ها را تکریم کرد و این تاکتیک، مبنایی جز نگاهِ عمیق او به انسان ندارد که وی را متعهد به پایبندی به اصل حفظ کرامت ذاتی انسان می سازد. پس پایبندی به اصولی چون حفظ و صیانت از کرامتی که مختص انسان است، منجر به تکریم مردم در همه جا و همچنین مردم روستاها شد که این تاکتیکِ سفرهای استانی دقیقا بر مبنای چنین اصلی بوده است که نهایتا باعث تکریم مردم روستا برخلاف گذشته شد. او شکاف بین مردم روستا و شهر و پایتخت دراندازه احترام و کرامت را از بین بُرد و این دسته بندی های شیطانی بین مردم را رَد کرد و خود به خدمت تک تک مردم چه شهری و چه روستایی رفت و به طور دوره ای به شهرهای مختلف سفر کرد که البته این نیازمند استراتژی و خط مشی ای چون ایجاد خود باوری بود. قطعا رئیس جمهوری که به طور دوره ای به تمام استان ها سفر کند، به خدمتِ مردم برسد و به طور مستقیم به آنان خدمت کند، استراتژی و سیاست گذاری اش بر دادن خود باوری به ملت است که آنان خود را آنقدر بزرگ ببینند که رئیس جمهورشان به خدمتشان برود. نهایتا سفرهای استانی به عنوانِ تاکتیکی بر اساس چنین نگاه متعالی به انسان که او را جامع اسماء الهی می داند، بوده است. اصلی که او بر این مبنا به آن پایبند است، اصل حفظ کرامت ذاتی انسان می باشد. کرامتی که مختص نوع انسان، فارغ از نژاد و محل زندگی اش است. فارغ از دسته بندی های دروغین مردم شهر- مردم روستا است. خط مشی و سیاستگذاری و به عبارتی آن استراتژی که بر این مبنا و اصل برای او مهم بوده و هست، ایجاد خود باوری بین مردم است و قطعا با این استراتژی بوده که احمدی نژاد شهر به شهر و روستا به روستا برای خدمت به مردم در دورانِ مسئولیت اجرایی اش سفر کرده است.

سفرهای استانی به عنوانِ یک تاکتیک در حقیقت پایبندی احمدی نژاد به اصلِ دیگری چون اصلِ توسعه ی مطالبه را هم نشان داد. اصلی که بر این مبنا استواراست که طلب بی اندازه، مقتضای حقیقت جامع انسان است. وقتی کسی مبنای فکری اش این باشد که حقیقت انسان اقتضاء می کند که بی اندازه طلب کند، قطعا به اصولی پایبند است که نه تنها موانعِ مطالبه را رفع می کند بلکه به توسعه ی مطالبه گری انسان باور دارد و تلاش می کند مطالبه گری را در انسان ها توسعه و گسترش دهد و البته پایبندی به چنین اصلی است که احمدی نژاد را به سفرهای استانی می کشاند. سفرهای استانی، مطالبه گری مردم را افزایش داد.

در این سفرها، مردم از رئیسِ دولت که خود را خادم ملت می نامید رفتار هایی دیدند که مطالبه و سطحِ توقعشان از همه ی تاریخ پس از انقلاب در دولت هایی که آمدند و رفتند، بالاتر رفت. احمدی نژاد که بارها در سخنانش گفته و هنوز هم می گوید باید سطح مطالباتِ مردم را بالا برد، در عملکردش هم این را اصل قرار داد به گونه ای که مخالفینش همیشه او را سرزنش می کردند و می گفتند: او توقع مردم را بالا برده است!

مردمی که در اعماقِ روستاها و حتی دورترین شهرها از مرکز، حتی یک مدیرکل را از نزدیک ندیده بودند در سفر های استانی  خودِ رئیس جهور را همراهِ کابینه و وزرا می دیدند. احمدی نژاد به عنوانِ خادم ملت در طول این سفرها به سخنان و مشکلات تک تک مردم گوش می داد و با دستور برای رسیدگی، آن ها را دلگرم می کرد و طوری مطالبه گری شان را بالا می بُرد که این سفرها برای پس از اتمام دوره ی ریاست جمهوری اش تعطیل نشدنی شد؛ چرا که دیگر تبدیل به حق ملت شده بود. البته از ابتدا هم این رابطه با مردم توسط مدیران و از نزدیک دیدن مشکلاتشان حق مسلم آن ها بود ولی از این حق نا آگاه بودند و پس از احمدی نژاد علاوه بر این با خیلی از حقوق دیگر خود نیز آشنا شدند.

این بالا بردنِ توقعِ مردم که بارها توسط مخالفین احمدی نژاد گفته شده است در حقیقت همان گسترشِ مطالبه در مردم است که پیش تر گفته شد ریشه در مبانی فکری وی دارد. او با چنین نگاه متعالی در جهتِ توسعه ی مطالبه ی مردم کوشش کرد.

 

سفرهای استانی با استراتژی دیگری چون توزیع ثروت و توزیعِ قدرت هم انجام شد که ریشه در پایبندی احمدی نژاد به اصول دیگری هم دارد. اصلِ توسعه ی انسانی جزء اصولی است که احمدی نژاد با تعهد به آن، سیاست گذاری توزیعِ ثروت و قدرت را در نظر داشت. به عبارتی دیگر احمدی نژاد بر این مبنا که نباید انسان را از جهان جدا کرد، به اصلی چون توسعه ی انسانی پایبند است که این توسعه می تواند انواع متفاوتی داشته باشد و البته یکی از انواع آن، توسعه ی زندگی مردم در این دنیا و داشتن رفاه حداکثری و برخورداری حداکثری ولی عادلانه ی همه ی انسان ها از مواهب و نعمت های این جهان است. این خط مشی و استراتژی که ثروت و قدرت باید بین مردم توزیع شود نه آن که نزد دولت یا حتی بین تعدادِ محدودی از انسان ها تجمیع شود، نهایتا به تاکتیک هایی چون سفرهای استانی می رسد. چرا که احمدی نژاد در این سفرها واقعا در صحنه ی اجرا، ثروت و قدرت را بین مردم توزیع کرد. به این معنا که او در سفرهای استانی برخلاف آن چه در کشور های سرمایه داری مرسوم است و ثروت همیشه از روستاها به شهر ها و از شهرها به پایتخت می رود و نهایتا در یک نقطه تجمیع می شود؛ ثروت را در همه ی شهر ها و روستا ها توزیع کرد و با سفرهای استانی به جای سیاست تجمیع ثروت، سیاست توزیع آن بین مردم پیاده شد که البته سفر های استانی تنها یکی از تاکتیک های اجرا شده بر اساس این سیاست گذاری است و موارد و نمونه های دیگری با این خط مشی دولت او هم وجود داشته است که موضوعِ این یادداشت نیست.

احمدی نژاد با سفرهای استانی در دوره ی ریاست جمهوری خود، ثروت را در همه ی شهرها و روستاها و همه ی نقاط کشور، توزیع کرد و این پایبندی او به اصلِ توسعه ی انسانی را نشان می دهد و سفرهای استانی در صحنه ی اجرا توانست سیاست گذاری او را که برخلاف دیگران بجای تجمیع ثروت، توزیع آن بوده است؛ به نمایش بگذارد.

احمدی نژاد همچنین با سفر های استانی، قدرت را هم توزیع کرد. او با تمرکز زدایی توانست به خط مشی توزیع قدرت با این سفرها، جامه ی عمل بپوشاند. او با بردنِ هیاتِ دولت به همه ی استان های کشور، برخلاف گذشته که از استان ها باید می آمدند به سراغِ هیات دولت، هیات دولت را به استان ها برد تا حتی به عنوانِ مرجع تصویب کننده باشد و این جلوگیری از تمرکز قدرت در پایتخت و به نوعی توزیع قدرت بود.

 

سفرهای استانی احمدی نژاد به عنوانِ یکی از تاکتیک های مثبت و عملکردی موفق از دولت نهم و دهم که ابداع  شخص احمدی نژاد بود و بعدها هم نتوانستند آن را تعطیل کنند و اکنون می توان گفت به نوعی پایه گذار آن شد، ریشه در مبانی فکری و اندیشه ای احمدی نژاد و پایبندی او به اصولی است که نهایتا استراتژی ها و سیاست گذاری هایی را شکل داده که نتیجه و محصول آن ها چنین سفر هایی شد. تا مردم رئیس جمهور خود را به عنوان خادم ملت به حضور بپذیرند و ولی نعمتیِ مردم را به طور عملی از شعار به واقعیت تبدیل کند. 

ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۱۳ + ۱۴ =

آخرین اخبار
چند رسانه ای