۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۸
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۶۰۵
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۷:۰۶
اندر احوالات اشراف سیاسی
یادداشت/ سید حامد حجت؛
نسیم بهاری: امروز نیازمند سیاست مقاومتی هستیم؛ اشراف اقتصادی جیب مان را زدند و حالا اشراف سیاسی می خواهند رای مان را بزنند.مردم اینبار اگر و من الله التوفیق تقدیم تان کنند بعید است دیگر بلند شوید؛ پس تا دیر نشده خوی اشرافی را کنار بگذارید تا جزئی از دریای شکافته ی مردم باشید نه غریق آن!
جان کلامش را در «اشرافیت سیاسی» بیان کرد؛ جان کلام را هم خوب می‌فهمد و هم خوب بیان می‌کند، از دلش می‌جوشد یا هر چیز دیگر بر دل من که می‌نشیند. هرگاه جان کلامی را گفت عده‌ای لال، انگشت خصم به چشمش فرو بردند؛ کلام معجزه است اما جان کلام کیمیاست، جان کلام، کرها را شنوا می‌کند؛ چون واژه‌ها از بیانش گنگ‌اند! چون اهالی دل، با سکوت، «اشارات» را فریاد می‌کنند نه «عبارات» را؛ این را سهروردی‌ها و صدراها و ابن‌عربی‌ها می‌گویند نه من.
گفت «اشرافیت سیاسی» از «اشرافیت اقتصادی»، هم بدتر است و هم خطرناک‌تر چون سبب دومی همان اولی است. اشرافیت سیاسی یعنی «حق تقدم» داشته باشی بدون اینکه حق آن را داشته باشی. اشرافیت دوم یعنی با «بنز» پشت چراغ قرمز بمانی اما اشرافیت اول یعنی با «پیکان» این قدرت را داشته باشی که از آن رد شوی!
یعنی با مردم نبودن؛ مثل همان داربستی که در نماز جمعه صف جماعت را از تو جدا می کند، جماعتی "ولی نعمت" باید پشت میله باشند و تو آخر وقت برسی و جا داشته باشی! پشت میله بودن تمام می شود، چه با رهایی چه با مرگ در نهایت آزادی است. باید از میله ها ترسید، از این زندانی که به ناحق برای مردم درست شده باید وحشت کرد.
اشرافیت سیاسی یعنی یک مشت «خنگ سیاسی» که مار خورده و حالا نه افعی بلکه دراکولا شده اند، گعده گیری کنند که با رای جمع خودشان، روی یکی برای سلطه بر مردم وحدت کنند! من یاد زنجیر پاره کن بالای میدان شوش می افتم که وقتی موفق به پاره کردن زنجیر می شد به سراغ «مار» در آوردن از جعبه می رفت!
مارهای در آستین پرورش یافته که جز «زهر» برای سفره مردم «زجر دیده»، ثمر دیگری نداشته اند، بازهم خیال خام خود را در تشت ریخته و دوپایی دارند لگدمالش می کنند تا پرورش یابد.
«اشرافیت سیاسی» را از فرعون به ارث برده اند، آنقدر در اشرافیت سیاسی سمبل شده بود که اگر کسی را بخواهند مغرور بخوانند می گویند «تفرعن» دارد! آخرش هم در دریای شکافته غرق شد. 
امروز نیازمند «سیاست مقاومتی» هستیم؛ اشراف اقتصادی جیب مان را زدند و حالا اشراف سیاسی می خواهند «رای» مان را بزنند. مردم اینبار اگر «و من الله التوفیق» تقدیم تان کنند بعید است دیگر بلند شوید؛ پس تا دیر نشده خوی اشرافی را کنار بگذارید تا جزئی از دریای شکافته مردم باشید نه غریق آن!
موسی خواهد آمد؛ برای نجات می آید...
 
 اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا [وَلِيِّنَا] وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا
ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۳ + ۱۵ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای