۰۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۵
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۶۴۰
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۳:۲۰
مرثیه ای برای دل مجروحِ حماسه سرای انقلاب
یادداشت/ امیر امیری؛
نسیم بهاری: بی حرمتی به استاد شهرام ناظری به حرمتی به هنر انقلاب و هنر دینی است، اگر قرار باشد هنرمندان حقیقی بی حرمت شوند و هنر خوار شود شک نکنیم که بی هنران مدعی انقلاب خواهند شد.
سناریو لغو کنسرت ها در شهر های تحت نفوذ حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه مشهد این هفته باز هم قربانی گرفت و البته این قربانی نه شهرام و حافظ ناظری و نه مخاطبین و دوستداران هنر بلکه هنر انقلابی و هنر اسلامی است چرا که این بار کنسرت کسانی  لغو شد که از همه ی انواع موسیقی عدول کرده اند تا به هنر حماسی برسند و جالب است که تصمیم گیرندگان  و مدعیان هنر انقلاب اسلامی کمترین شناختی از هنر و هنر موسیقی انقلابی ندارند تا حداقل دوغ و دوشاب را از هم تمییز دهند.
شهرام ناظری سال 1375 پس از سالها ممارست در نیل به سبکی از آواز حماسی و اساطیری ایران، آلبومی منتشر کرد به نام "سفر به دیگر سو" که رونمایی از سبک شخصی او در آواز بود، در جلد این آلبوم مانیفست واره ای نوشت به این مضمون که موسیقی دستگاهی کنونی ایران – که پس از قاجاریه تدوین شده است – و آواز سبک اصفهان تحت تاثیر گذر تاریخی هنر ایران از سالهای طولانی حکومت جور و استبداد و رسوب آن در ناخودآگاه جمعی قوم ستمدیده ایرانی است و لذا این موسیقی عاری از حرکت و حماسه است و نوشت که سعی کرده است که الحان و تحریرهای موسیقی عصر قبل از مولانا یعنی قبل از استیلای مغول بر ایران را با توجه به نیاز بشر امروز و اقتضائات عصر حاضر بصورت روزآمد احیا کند، بعد از آلبوم سفر به دیگر سو ریتم ، تحریر و ملودی در آثار ناظری تغییر کرد و بعد از آن با آثاری مواجه بودیم که بیشتر از آنکه با احساس و غرایز انسان مخاطبه داشته باشد با اندیشه ی وی مخاطبه دارد، موسیقی ای که دیگر ماده مخدر نیست بلکه ابزار تفکر است .
حال این سوال را باید پرسید که اسلام با چه نوع موسیقی مشکل دارد و چه نوع موسیقی حلال است ؟ موسیقی حرام موسیقی مخصوص مجالس لهو است یعنی موسیقی که قرار است عواطف فرد را تحت تاثیر قرار داده و او را از توجه به حقایق الهیه باز دارد و عنان اختیار تفکر را از وی بگیرد و وقتی عنان اختیار احساس و اندیشه از کف رفت هر گناهی از انسان ممکن است سر بزند، از حرکات موزون شهوانی بگیر تا خودکشی و البته گناهی بزرگتر از همه گناهان یعنی نا امیدی از رحمت الهی که در اثر برخی موسیقی های حزن انگیز حاصل می شود، در این فقره هر چیزی که عنان اختیار تفکر را از بشر بگیرد برای وی مضر است خواه موسیقی باشد خواه مواد مخدر باشد خواه اعتیاد به هرچیزی مانند غذا و ...  در مقابل موسیقی ای که مناسب حماسه است موسیقی حلال است و در این مثال یعنی حماسه اکثر علمای اسلام هم کلام هستند و جالب است که بدانیم این مورد از موسیقی تنها جایی است که به هیچ وجه مورد مناقشه نیست و اکثر علمای اسلام در مقام مثال موسیقی حلال، مارش های نظامی را ذکر کرده اند.
اما شهرام ناظری نه تنها بعد از سال 75 که از ابتدای فعالیت هنری خویش همواره از موسیقی بزمی رویگردان بوده است او هرچه خوانده یا اذکار عرفانی رایج در بین استانهای غربی بوده است که به دور از ادا و اطوار صوفیه و فقط بعنوان  اذکاری که بخشی از سرمایه ی معنوی میهن اسلامی است آنها را احیا کرد، یا آثار حماسی ای خواند که برای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تدارک دیده شده بود و نقش مهمی در ترویج روحیه ی حماسی مردمی داشت که از یک سو با دشمن بعثی می جنگیدند و از سوی دیگر با مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ، اگر شهرام ناظری فقط موسیقی حماسی خوانده بود و اگر به جای تمامی آثار حماسی اش فقط "کاروان شهید" را خوانده بود وظیفه داشتیم بعنوان یک هنرمند انقلابی بزرگ و یکی از مفاخر هنر انقلاب او را پاس بداریم و جای دوری نمی رفت اگر افتخار خادمی بارگاه امام هشتم را به وی عطا می کردیم، افتخاری که به هر ورزشکاری که مدال المپیک گرفته عطا کردیم و حتی به سیاسیون و ...
اگر شهرام ناظری فقط اذکار عرفانی و مناجات می خواند و اگر باز به جای همه ی مناجات هایی که خوانده آلبوم "آتش در نیستان" را می خواند و باز به جای همه ی آواز های همان آلبوم اگر فقط و فقط قطعه ی "یار مرا غار مرا" را می خواند باز به سزا بود که او را بعنوان بزرگترین آوازه خوان مسلمان پاس بداریم، و گر یک بار آن اهنگ را بعنوان یک مسلمان اهل ذکر گوش می دادیم و به این بیت می رسیدیم که «روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی/آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا» آنگاه درک می کردیم که گاه این هنر موسیقی است که باید آیه ی شریفه ی "هُوَ الْأَوَّلُ وَ الاَخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیمٌ" را تفسیر کند و هنرمند مسلمان نه کسی است که ادعای دروغین شریعت دارد بلکه هنرمندی است که می تواند با هنرش تفسیر آیات و روایات را بر دل و جان مخاطبین مسلمان و غیر مسلمان بنشاند.
بی حرمتی به استاد شهرام ناظری به حرمتی به هنر انقلاب و هنر دینی است، اگر قرار باشد هنرمندان حقیقی بی حرمت شوند و هنر خوار شود شک نکنیم که بی هنران مدعی انقلاب خواهند شد، آنگاه است که ناموسیقی رپ که خاستگاهش سکس است و موسیقی راک که خواستگاهش خشونت و شیطان پرستی است و موسیقی ترنس که خواستگاهش کاباره ای در آلمان است بواسطه ی همراهی با اشعار ضعیف سیاسی خودش را بعنوان موسیقی انقلاب اسلامی مطرح خواهد کرد، آنگاه دیدار انتخاباتی یک روحانی شیعه یا یک خواننده ی زیرزمینی مبنای خیر و شر هنر خواهد شد و دریغا که جنایاتی که در عرصه ی هنر انجام می شود ده ها سال بعد کشته می دهد و کسی این جانیان را مجازات نمی کند .
دریغا که ترویج موسیقی راک و رپ و جاز بیست سال دیگر خواهد شد قاتل کودکی خردسال، خواهد شد مردان و زنانی که خشونت و شهوت عقلشان را زایل کرده و آنگاه کسی یقه ی مروجان بی فرهنگی را نخواهد گرفت، وقتی دیگر هنر ناظری و ناظری ها نباشد که حماسه را در خون مرد ایرانی جاری کند، دیگر کسی در مقابل بی عفتی نخواهد ایستاد، رگ غیرتی باد نخواهد کرد، مدافع حرمی نخواهد بود و ما خواهیم شد آمریکایی دیگر با برچسب اسلامی و با خواهیم شد مدافع اسلام آمریکایی چنانچه عربستان شد، قطر شد و ... 
اخبار مرتبط
ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۱۳ + ۱۳ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای