۰۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۷
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۳۶۵۲
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۰:۴۶
احمدی نژاد؛ فریاد انقلاب علیه مفاسد
یادداشت/ مریم کربلایی؛
نسیم بهاری: احمدی نژاد را نه با پارامترهای معمول عرصه سیاست، نه با خط کشی که بقیه سیاسیون را اندازه می گیریم؛ بلکه در قد و قواره ی یک اصلاح گر، حلقومی که دارد ارزش های انسانی انقلاب را فریاد می کشد؛ ببینیم. طبیعیست که او انقلاب را از آنِ خود، مردم و سایر دل دادگان به انقلاب می داند و حاضر نیست به هیچ روی به آن پشت کند تا به قول دشمنان اپوزیسیون باشد. بله؛ او با حضور در عرصه های انقلاب از انقلاب و ارزش هایش دفاع می کند و ترسی از برملاء کردن مفاسد و ستم ها ندارد و نخواهد داشت. در این راه هم همانطور که خود گفته است؛ تا شهادت هم پیش می رود.

اغلب انقلاب ها به آفاتی مانند رانت خواری، قدرت طلبی، تجمل گرایی و... مبتلاء شده اند. نظام هایی که برای حفظ و حراست از انقلاب های گوناگون در جهان، پس از انقلاب پدیده آمدند با آفات گوناگون بیان شده روبرو شدند و این پرسش، همیشه بی پاسخ مانده که چگونه باید با این آفات مقابله کرد. گروهی از مقابله با این آفات ناامید شده و سکوت مطلق اختیار کردند و گروهی دیگر از حوزه ی انقلاب و انقلابی گری خارج شده و بر آن پشت کرده در جایگاه اپوزیسیون برای نظامی که بنا بود حافظ انقلاب باشد ولی دچار فساد شده؛ قرار گرفتند. یعنی آرام آرام به این جا کشیده شدند که حتی از انقلاب بریدند.

اما گروهی در حوزه ی انقلاب و فرهنگ انقلاب ماندند و از آن موضع، فریاد علیهِ مفاسد پدید آمده در نظام شدند.

در روزهای اخیر شبکه های تلویزیونی استکبار، از اوپوزیسیون شدنِ احمدی نژاد می گویند که محل مناقشات بسیار است. از سویی دیگر حضور احمدی نژاد در مراسمی مانند تنفیذ ریاست جمهوری یا حضورش در مجمع تشخیص مصلحت نظام، سوالاتی را در ذهن عده ای پدید آورد. بطوری که این دو موضوع در رسانه ها، شخصیت احمدی نژاد را دارای تناقض نشان داده است. در این میان، ذکر این نکته ضروری است که احمدی نژاد اصلاح گری است که با حضور در ساختار نظام، قصد اصلاح مفاسد را دارد. احمدی نژاد نه نظر به پست و مقام دارد نه از ترس و عافیت طلبی در این عرصه ها حضور پیدا کرده است. بی شک افرادی که او را می شناسند می دانند او عاشق ایران و مردم ایران است و هرگز نمی تواند در شمار اپوزیسیونی باشد در برابر انقلاب و به دامان بیگانگان پناه ببرد. از سویی دیگر همانطور که گفته شد هم از شجاعت لازم برخوردار است که عافیت طلبی نکند هم بی نیاز از هر پست و مقامی ست و الا رویه ی دیگری را در سیاست اتخاذ می کرد. پس جمع این دو با هم چگونه ممکنست؟ این پاسخ ساده ای دارد که دشمنان او اجازه ی فهم همین مطلب را با هیاهوی رسانه ایشان به مخاطبان خود نمی دهند. احمدی نژاد به علت اعتقاد استوار و محکم به انقلاب، انتخاب کرده است با حضور در عرصه های انقلاب، راه اصلاح گری را در پیش بگیرد و بدون اپوزیسیون شدن و پشت کردن به انقلاب علیه مفاسد و آفاتی که نظام به آن ها مبتلاء شده بشورد. احمدی نژاد، فریاد انقلاب علیهِ مفاسد است. حنجره ایست که ارزش های انسانی انقلاب را یادآوری می کند و آن را بر سر هر فساد و آفتی علیه انقلاب می کوبد. او همیشه در موضع فردی بوده و خواهد بود که عاشق مردم، ایران و انقلاب است و راه مقابله با مفاسد پیش آمده در ساختار مدیریتی کشور را با حضور جدی در عرصه های انقلاب، پیگیری می کند.

رسانه های اپوزیسیون و مخالف احمدی نژاد، دشمنان جدی او که اتهامات فراوانی در همین برنامه های به ظاهر مستند خویش به وی می زنند؛ برخلاف آن چه نشان می دهند؛ در هراس پیدا شدنِ یک رقیب اپوزیسیونی از جنس بدل نیستند. بلکه بدنبال راهی هستند تا با حذف احمدی نژاد از صحنه های انقلاب، با دمیدن بر تنور اپوزیسیون بودن وی و با داغ کردن فضا و اینکه او علیه نهاد ها و ارکان نظام این را گفته و آن را گفته، زمینه ی برخورد جدی با احمدی نژاد را فراهم کنند تا دیگر کسی نباشد که حلقوم مظلومِ انقلابِ مردم و ارزش های آن و فریاد انقلاب بر سرِ مفاسد شود. آن ها می خواهند آخرین و شاید تنها حلقه ی ارتباطی بین توده های مردم و نظام را که با فریاد ارزش های انقلاب، توده ها را به این کشور امیدوار می کند؛ ببُرند و تا مرز نابودی احمدی نژاد هم دست بردار این هدفشان نیستند. برای همین است که از بودن نام او در «مجمع تشخیص مصلحت نظام» ناراحت می شوند و مطالب بسیاری می نویسند که چرا یک اپوزیسیون در چنین جایگاهی دوباره ابقاء شده است. درحالیکه احمدی نژاد بی توجه به این پست و مقام ها و بدون ترس از داشتن چنین جایگاههایی بسیاری از حقایق را بر زبان آورده و خواهد آورد. ولی قهر نکردن او و نپذیرفتن از حضور در عرصه های انقلاب تنها دلیلش همان است که پیشتر گفته شد؛ مهر و علاقه اش به این انقلاب و وطن و مردم. والا کیست که نداند احمدی نژاد اگر در بند پست و مقام و صندلی بود خیلی کارها را نمی کرد و بالعکس خیلی کارها که از انجامشان ابا داشته را می کرده است. مصلحی که می خواهد در درون ساختارها به مبارزه با ظلم و ستم و فساد بپردازد؛ کار بسیار سختی در پیش دارد. او برای نیافتادن در بغل بیگانگان که با غرور و غیرت ملی اش در تناقض است و به هدف اصلاح که به گفته ی خودش، اولین و مهم ترین هدفش از ابتدای ورودش به عرصه ی سیاست و مدیریت کلان کشور بوده، می خواهد دین خویش را به وطن، این انقلاب و مردم ادا کند. روشنگری، اصلاح و بیدار کردنِ مردم رسالتی است مقدس که از ابتدای تاریخ و وجود بشر بر شانه های همه ی پیامبران و اولیاء خدا و بعدها روشنگران و روشن فکران و مصلحان سنگینی می کرده و احمدی نژاد این مسئولیت سنگین را با ظرافت هرچه تمام تر به پیش می برد و همین ظرافت از سمت او و یاران باوفایش مشایی وبقایی است که از سویی اپوزیسیون و دشمنان خارجی او را و از سویی دیگر دشمنان داخلی اش و آنانی که تن به فسادها داده اند؛ گیج و مبهوت می کند. دشمنان می گویند چطور بقایی انقدر بی پروا علیه ستم های رفته بر خویش و بر دیگران سخن می گوید اگر حاشیه امن ندارد؟ پاسخ روشنی دارد که چیزی جز صدق گفتار و صدق نیت بقایی در اصلاح و اصلاح گری نیست. او با شجاعت می گوید و بابت آن هزینه داده و باز هم حاضر است بدهد زیرا می خواهد این انقلاب را از آفات و فسادها دور نگه دارد و می خواهد دست به اصلاح گری بزند. عده ای خرده می گیرند چرا مشایی در فلان جا از او حمایت کرده و به ستم کنندگان تاخته باز هم پاسخ روشن است. اگر ستمِ ستم کنندگان تائید شود؛ آن گاه چه از ارزش های انقلاب باقی می ماند؟ دیگر توده های مردم با چه دلخوشی پای این ساختار بایستند؟ آیا ارزش های انقلاب جز ارزش های فطری انسانی و الهی مانند آزادی و عدالت و مهرورزی و... بوده است؟ اگر این چیزی که امروز به نام انقلاب انجام می شود؛ این ستم ها، این بستن دهان منتقدین، این دروغ گویی ها و تهمت زنی های واضح و آشکار و ابرو بری ها، پس آیا مردم برای ضد ارزش ها انقلاب کرده بودند؟ حقیقت این است که این رفتارها نه تنها در راستای انقلاب نیست؛ بلکه آفت انقلاب است و به جای پاسداری از انقلاب به انزوا بردن آن و نابود کردنِ آن است به طوری که دیگر اثری از آن ارزش های انقلابی و انسانی و الهی در مدیریت کلان کشور دیده نشود. احمدی نژاد و یارانش را باید از آخرین ذخایر این انقلاب دانست که حنجره ی پر دردِ این انقلاب و مردم و وطن شده اند بر سرِ تمامی آفاتی که گریبان ساختارها را گرفته است. آیا منطقی است تیر ترکش دوستداران وطن، مردم و انقلاب به این آخرین حلقه ی وصل اصابت کند؟ احمدی نژاد را نه با پارامترهای معمول عرصه سیاست، نه با خط کشی که بقیه سیاسیون را اندازه می گیریم؛ بلکه در قد و قواره ی یک اصلاح گر، حلقومی که دارد ارزش های انسانی انقلاب را فریاد می کشد؛ ببینیم. طبیعیست که او انقلاب را از آنِ خود، مردم و سایر دل دادگان به انقلاب می داند و حاضر نیست به هیچ روی به آن پشت کند تا به قول دشمنان اپوزیسیون باشد. بله؛ او با حضور در عرصه های انقلاب از انقلاب و ارزش هایش دفاع می کند و ترسی از برملاء کردن مفاسد و ستم ها ندارد و نخواهد داشت. در این راه هم همانطور که خود گفته است؛ تا شهادت هم پیش می رود.

اخبار مرتبط
ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۷ + ۶ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای