۲۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۳
رهبري كه با شور و شوق به ميدان آيد، معمولا با شور و شوق روبرو مي شود.((جان ماكسول))
کد خبر: ۴۰۱۷
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۳
 ملاك شيب فعلى افراد است!
یادداشت؛
نسیم بهاری: در ميان نيروهاى سياسى و طبقات اجتماعى اصلاح طلب و اصولگرا اما گروهى هستند كه با مقاومت در برابر استحاله به بلوك قدرت، مسير تكاملى ملت را ادامه دادند و به اين ترتيب به جاى افتخار به ركود و ارتجاع و اعلام پايان سياست و امتناع اصلاح وانقلاب، دامنه و عمق حركت اصلاحى خود را به فراسوى اليگارشى قديم و جديد ارتقاء دادند.

‌به گزارش خبرنگار نسیم بهاری:  اين روزها پس از انتقاد شديد احمدى نژاد از دستگاه قضائى، بسيارى او را مخاطب قرار مى دهند "كه تا حالا كجا بودى؟" در مقابل عده اى مى گويند كه ايشان پيش از اين هم منتقد قوه قضائيه بوده منتها به نحوى غير علنى؛ و برخى ديگر اين قاعده را مطرح مى كنند كه "ملاك حال فعلى افراد است". با اينحال تصور من بر اينست كه ملاك نه گذشته و نه حال، بلكه "روند، جهت و شيب حركت" افراد است. از اين منظرمى توان ٤ شيب مختلف را در صحنه سياسى ايران شناسايى كرد:

 
حركت ثابت هميشه در راست
طبقه اجتماعى رانتى اى در ايران همواره بند اليگارشى است و مستقل از تحولات سياسى و اقتصادى همواره به سمت قطب مقتدرتر گرايش دارد. اين راست گرايان صادق در تمامى نزاع ها از ابتداى انقلاب تا كنون طرفدار نيروى نزديكتر به حاكميت بوده اند: روزى هاشمى رفسنجانى را تقديس مى كردند و سپس با ناطق نورى عليه خاتمى شدند، احمدى نژاد كه به قدرت رسيد و به واسطه حمايت رهبرى دست بالاتر از هاشمى  پيدا كرد، پرچم همسويى با او را به دست گرفتند اما در نزاع او با قدرت بزرگترِ لاريجانى ها ضد او شدند و تا همين امروز در پايين كشيدنش از كرسى قدرت و حذف كاملش از صحنه سياسى مشاركت كردند. اينها راست گرايان، اقتدار گرايان، سلطه طلبان و مستكبران هميشه تاريخند.
 
حركت ثابت هميشه در چپ
در مقابل جماعت فوق عموم ملت ايران اند كه روند ثابتى هميشه در چپ را طى كرده اند. مردم ايران در همه ادوار و مستقل از تحولات ايدئولوژيك و گفتمانى، رجالى را برگزيده اند كه موضع انتقاديترى نسبت به اليگارشى حاكم و انحصار سياسى، اقتصادى، فرهنگى و مذهبى آنان گرفته اند و فضايى براى طرح آزادى و عدالت و حركت تكاملى ملت گشوده اند. روزى خاتمى، روزى احمدى نژاد، روزى حسن روحانى و فردا هركسى كه بتواند موضع چپ روانه ترى اتخاذ كند.
 
حركت از چپ به راست
اصلاح طلبى و اصولگرايى اگرچه هردو در نقد راست حاكم در ٧٦ و ٨٤ تولدى چپ داشتند اما هر دو جريان با طى مسيرى قهقرايى در نهايت در بدترين نامزدها و گفتمان هاى جناح محافظه كار يعنى هاشمى رفسنجانى و روحانى و لاريجانى ها و قاليباف و رئيسى ادغام شدند و اينك به شكلى ارتجاعى و با درك پوچى و فساد وضع كنونى خود يا متكلمانه مشروعيتشان را در گذشته جستجو مى كنند و يا با خراب كردن پلهاى پشت سرشان، مى كوشند كه راست گرايى و نجاست سياست را سرنوشت محتوم جمهورى اسلامى معرفى كنند. از آنجا كه سياست انتقادى در اين دو گروه به تدريج به ايدئولوژى توجيه قدرت مبدل شده است، اين گروه دورويى و روان پريشى منافقانه اى را در برابر سه گروه ديگر تجربه مى كنند.
 
حركت از چپ به چپ تر
در ميان نيروهاى سياسى و طبقات اجتماعى اصلاح طلب و اصولگرا اما گروهى هستند كه با مقاومت در برابر استحاله به بلوك قدرت، مسير تكاملى ملت را ادامه دادند و به اين ترتيب به جاى افتخار به ركود و ارتجاع و اعلام پايان سياست و امتناع اصلاح وانقلاب، دامنه و عمق حركت اصلاحى خود را به فراسوى اليگارشى قديم و جديد ارتقاء دادند. در ميان اصلاح طلبان كه متأسفانه عموماً تن به خوارى حمايت و تَكرار حمايت از حسن روحانى و دشمنى با دشمنان لاريجانى ها داده اند، رجل سياسى شاخصى در اين گروه نمى شناسم (هرچند اميد بسيار به ميرحسين موسوى داشتم) اما احمدى نژاد نشان داد كه تنها نمونه اينچنينى در ميان اصولگرايان است. 
 
ایمیل مستقیم : info@nasimbahari.com
شماره پیامک سایت :
نظرات بینندگان



* نظر :

لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
۱۵ + ۱۴ =

آخرین اخبار
اخبار پر بیننده
چند رسانه ای